فریدالدین حدادعادل، برادر شهیده زهرا حدادعادل و همسر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران با اشاره به آغاز زندگی مشترک خواهرش با آیتالله سیدمجتبی خامنهای، از سالهای ابتدایی این زندگی، سادهزیستی، همراهی متقابل در مسیر تحصیل و کار و شیوه تربیت فرزندان در این خانواده روایت کرد.
حدادعادل با بیان اینکه زندگی این دو بزرگوار همواره بر پایه احترام متقابل شکل گرفت، اظهار کرد: در آن زمان، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در قم مشغول تحصیل بود و شرایط زندگی اقتضا میکرد که در قم حضور داشته باشد. از این رو، زندگی مشترک آنها در شرایطی بسیار ساده و در خانهای حدود ۷۰ متری و تکاتاقه آغاز شد.
برادر شهیده زهرا حدادعادل ادامه داد: خواهر ما نیز تا آن زمان هیچگاه دور از خانواده زندگی نکرده بود و همواره در کنار پدر و مادر خود حضور داشت؛ با این حال، هر دو نفر با درک شرایط یکدیگر به این نتیجه رسیدند که برای ادامه تحصیل آیتالله سیدمجتبی خامنهای، زندگی در قم را آغاز کنند.
وی گفت: این روند مدتی ادامه داشت و خواهرم به دلیل دوری از خانواده، در پایان هفته به تهران بازمیگشت. در ادامه، آیتالله سیدمجتبی خامنهای شرایطی را فراهم کردند که دو روز پایانی هفته را در تهران سپری کند و از همین مسیر، فعالیت آموزشی و تدریس او نیز آغاز شد.
حدادعادل با اشاره به ادامه تحصیل خواهرش در مقاطع مختلف گفت: در مراحل مختلف زندگی، هر دو نفر تلاش میکردند شرایط تحصیل، کار و زندگی یکدیگر را درک کنند. زمانی که خواهرم در حوزههای مختلف دانشگاهی از جمله کارشناسی و کارشناسی ارشد و همچنین در حوزه ارتباطات و مدیریت تحصیل میکرد، آیتالله سیدمجتبی خامنهای با دقت و جدیت از مسیر علمی او حمایت میکردند.
وی افزود: نکته قابل توجه این بود که این حمایت خانوادگی هیچگاه به شکل استفاده از جایگاه و موقعیت خانوادگی در روند تحصیل و فعالیتهای علمی خواهرم بروز پیدا نکرد.
برادر شهیده زهرا حدادعادل ادامه داد: در کلاسهای درس و حتی هنگام ارائه مباحث علمی، بسیاری از استادان و همکلاسیها نمیدانستند که ایشان دختر دکتر حدادعادل است و زمانی که درباره سوابق خانوادگی او سؤال میشد، پاسخهایی کاملاً غیرمرتبط داده میشد.
وی خاطرنشان کرد: در جلسه دفاع پایاننامه نیز بستگان ما حضور داشتند، اما ویژگی مهم این بود که حمایت و همراهی همسر از تحصیل خواهرم با دقت و وسواس انجام میشد، بدون آنکه این رابطه خانوادگی در روند تحصیل یا مراحل مختلف کاری او تأثیری ایجاد کند.
حدادعادل در ادامه به ویژگیهای اخلاقی آیتالله سیدمجتبی خامنهای اشاره کرد و گفت: در سالهایی که ایشان را میشناسم، خویشتنداری و تربیت اخلاقی را از مهم ترین شاخصه های اخلاقی ایشان می دانم.
وی افزود: در همکاریها و روابط مختلف نیز همواره احترام متقابل وجود داشت و در مراحل گوناگون زندگی، شرایط تحصیل، کار و مسئولیتهای یکدیگر را درک میکردند.
برادر شهیده زهرا حدادعادل با اشاره به حجم بالای فعالیتهای علمی و کاری آیتالله سیدمجتبی خامنهای اظهار کرد: گاهی ایشان تنها حدود سه ساعت در شبانهروز میخوابیدند و بخش قابل توجهی از زمان باقیمانده صرف مطالعه و عبادت میشد، اما در عین حال، خانواده نیز جایگاه مهمی در زندگی ایشان داشت.
وی ادامه داد: زمانی که بچهها خواب بودند، ایشان به مطالعه و عبادت میپرداختند و با نزدیک شدن به زمان بیدار شدن فرزندان، برای آماده کردن صبحانه، بیدار کردن آنها، همراهی در نماز و یادآوری مسائل درسی و کاری خانواده وقت میگذاشتند.
حدادعادل افزود: خواهرم نیز سالها در مسئولیت معاونت فرهنگی و پرورشی مدرسه فعالیت داشت و به دلیل ماهیت تربیتی کار، صبح زود از خانه خارج میشد و گاهی نیز شب دیرتر به خانه بازمیگشت. در این شرایط، آیتالله سیدمجتبی خامنهای همراه و همسو با ایشان بودند و تلاش میکردند امور خانواده به خوبی پیش برود.
وی با اشاره به شیوه تعامل آیتالله سیدمجتبی خامنهای با فرزندان گفت: در خانواده تلاش میشد فرزندان با جایگاه و قدرت سیاسی و اجتماعی پدر و خانواده مواجه نشوند و زندگی آنها به گونهای باشد که دچار غرور یا تصور کاذب از موقعیت خود نشوند.
وی افزود: پدر خانواده در کنار فعالیتهای علمی و کاری، برای فرزندان وقت میگذاشت؛ از بغل کردن و مراقبت از کودکان گرفته تا انجام امور روزمره آنها. این مسائل شاید ساده به نظر برسد، اما در شکلگیری شخصیت فرزندان تأثیر زیادی دارد.
برادر شهیده زهرا حدادعادل ادامه داد: حتی در استفاده از جایگاه و امکانات نیز تلاش میشد هیچ نشانهای از قدرت و موقعیت خانوادگی در زندگی عادی فرزندان دیده نشود؛ گویی پیوند عاطفی و خانوادگی، مستقل از کسوت، شغل و جایگاه اجتماعی اعضای خانواده تعریف شده بود.
حدادعادل ادامه داد: آنچه این کودک از پدر و خانواده خود میدید، بیشتر معنویت، دیانت، تقوا و رفتار پدرانه بود، نه قدرت و جایگاه سیاسی.
وی افزود: خاطرهای در این زمینه برای من بسیار جالب بود. یکبار سخنرانی رهبر شهید در جمع خانواده پخش میشد و اعضای فامیل نیز حضور داشتند. این دختر بچه با شنیدن عنوان فرمانده کل قوا شروع به سؤال کردن کرد که فرمانده کل قوا یعنی چه؟ تعجب او و لبخند معنادار پدر و مادرش نشان میداد که این کودک اساساً از جایگاه سیاسی پدربزرگ خود اطلاعی نداشته است.
وی تصریح کرد: خانواده به گونهای زندگی کرده بودند که برداشت و شناخت این کودک از پدربزرگش، پیش از هر چیز بر مبنای معنویت، دیانت، تقوا و جایگاه پدرانه شکل گرفته بود و نه قدرت سیاسی.
انتهای پیام/










نظر شما